|
|
|
|
|
در كشور در چهارچوب قانون اساسي معمولا سليقه هاي مختلفي براي اداره امور و تعيين مسير سعادتمندي كشور و ملت وجود دارد . هر يك نيز با وجود تمامي بحث ها و حاشيه ها در موسوم انتخابات خود را به مردم عرضه مي كنند و در نتيجه راي مردم يكي از سليقه ها زمامدار اجراي سياست هاي خود مي شود. افرادي كه به هر دليل موجه يا ناموجهي در انتخابات پيروز نمي شود حداكثر آن است كه با پيروزمندان اين رقابت اختلاف سليقه دارند و بس. متاسفانه نگاهي وجود دارد كه مرز ميان خود و ديگران را مرز دوست و دشمن نظام مي داند كه اين بسيار خطرناك است. شما براي عدم نفوذ دشمن همه كار مي كنيد و همه جانبه با او مقابله مي كنيد از هر راهي كه شد توجيه مي شود. اما با رقيب سياسي هم اينگونه بايد برخورد كرد. بايد همه جانبه بر او تاخت و او را از هر نوع حيات و حقوقي محروم كرد. به هر طريق ممكن او را اذيت كرد. نه . اين درست نيست و بيش از هر چيز ديگري به همان گروه مسلط ضربه مي زند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:59 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز خبری درباره دانشگاه زنجان خواندم. واقعا جای تاسف دارد. خانواده ها با چه امیدو آرزویی دختران وپسران خود را برای تحصیل به دانشگاه ها می فرستند آن وقت عده ای از خدا بی خبر.... . پیش از این هم از رئیس پلیس استان تهران خبرهای اینچنینی به گوش رسید . واقعا جای تامل دارد. بیش از همه وجدان جریحه دار عمومی انتظار از مسئولانی دارد که چفیه برگردن عقیق در دست و تسبیح لای انگشتان چگونه در برابر اینگونه پرده دری واکنش نشان می دهد. اف باد بر افرادی که اینگونه حرمت انسان ها را پاس نمی دارند و اجازه می دهند خون پاک شهدا اینگونه پایمال شود. واقعا در کجا زندگی می کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا هیچ کسی دق نمی کند
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:1 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
|
مدتي پيش به رسم عادت روزانه در تلاش براي سواري گرفتن از مترو صحنه جالبي را ديدم. ايستگاه امام بود. شلوغ و پرازدحام. مردي با لباس هاي كاملا سنتي كه معلوم بود اولين بارش است مترو مي بيند روي سكو ايستاده بود. بسياري از افراد دور و برش هم همين طور بر و بر داشتند نگاهش مي كردند. مثل اينكه آدم نديده بودند. بعضي ها زير لبي يا مي خنديدند يا... . پيرمرد هم جوگير مترو شده بود هم از نگاه هاي اين و آن زياد خوشش نيامده بود. خلاصه مدتي گذشت و بالاخره قطار مترو وارد ايستگاه شد و ايستادگان بر روي سكو چون گرسنگان و قحطي زدگان درهاي واگن را نشانه گرفتند و پس از چند لحظه با تمام قوا شروع به هليدن همديگر و سوار شدن به قطار كردند. خلاصه كار داشت به جاي باريك مي رسيد . در اين ميان چشمان بهت زده و در عين حال نگاه تحقير آميز آن پيرمرد را ديدم كه چگونه اين نوع از سوارشدن را نظاره مي كرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:11 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره "فارس" هم در کوزه افتاد. خبرگزاری فارس همان رسانه ای که احمدی نژاد با عنوان "چیز دیگری است" از آن یاد می کرد پس از مدت ها انتشار خبرهای غیررسمی و به اصطلاح "شنیده" درباره کناره گیری و عزل و استعفای جمعی از وزیران و مدیران ارشد کابینه که البته همگی واقعیت پیدا می کرد خود نیز با یک شنیده نصف شب ایرنا روبه رو شد و تیغ توقیف نصیب سر دوستان شد. حالا حکایت دوستان است. عزیزانی که مرگ هم صنفان خود را "اختلال فنی" نامیدند و در برابر تضعیف رقبای خود دم برنیاوردند باید می دانستند آتشی را که خود برایش دمیدند روزی دامن آنها را هم می گیرد. البته نکته جالب دیگری نیز در اخبار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) یا همان خبرگزاری وزارت ارشاد به تعبیر فارس آمده است که جالب است. ایرنا در خبری در ساعت سه دقیقه بامداد روز دوشنبه از توقیف فارس خبر می دهد اما در خبر ۱۴ و ۳۸ دقیقه همین روز خود از اتخاد تصمیم توقیف فارس در نشست صبح امروز دوشنبه تصمیم گیران مربوطه خبر می دهد. خداوند بیامرزد همه را. جمیعا الفاتحه مع الصلوات |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:7 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از اتفاقات جالب هفته گذشته انتخاب علي لاريجاني به جاي حدادعادل در مقام ریاست مجلس بود. اين براي نخستين باري است كه يكي از روساي مجلس در دوره بعدي حضور در مجلس در اين سمت ابقا نمي شود.
شخصا برخورداري ازسابقه فرهيختگي حداد عادل را می پسندم ودرعین حال پذیرش طرح و بررسی پیشنهادات ارسالی از مجمع تشخيص مصلحت نظام را در مجلس خاطره ای بسیار ناخشویاند از مجلس هفتم می دانم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:16 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
اين خرداد ماه هم از آن ماه هاي عجيب و غريب است به اين خاطر كه با يك نگاه به مناسب هاي اين ماه مي شود پي به بخش عمده اي از حوادث و روديدادهاي مهم تاريخ ايران برد. روزهاي گذشته هم سالگردي بود براي روزهاي دوم و سوم خرداد كه هر دو به تناسب خود شيريني خاصي را در كام ايرانيان كاشتند. به نظرم الان و اين روزها بهتر مي شود به دوم خرداد و اثرات آن نگريست و به پيامدها و تاثيرات آن بر زندگي مردم فكر كرد. به نظرم يكي از مهمترين ويژگي هاي دوره حاکمیت گفتمان اصلاحات با تمامي نقص ها و كاستي ها حاكميت عقل گرايي و احترام به قانون بود. يادش بخير در ضمن برخلاف سال های گذشته امسال حتی روزنامه های اصلاح طلب هم اشاره ای جدی به دوم خرداد نداشتند .دلیلش را نمی دانم اما سالگرد این واقعه را تبریک می گویم.واقعه ای که تجربه های زیادی را به تجربیات تاریخی ملت ایران افزود. امید که از تجربیات استفاده بهینه شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:43 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از مهمترين بحران هايي كه جهان با آن رو به رواست و روز به روز نيز به دامنه آن افزوده مي شود بحران تبعات منفي افزايش جهشي معلومات است. البته افزايش اطلاعات يا به قولي داده ها به خودي خود بد نيست بلكه هنگامي كه اين افزايش اطلاعات و معلومات به صورت جهشي و در برخي قالب هاي زماني و مكاني خاص صورت بگيرد مي تواند عوارض به شدت منفي در پيش داشته باشد. يكي از اين عوارض افزايش دامنه تجديد نظر و بازنگري درهويت، جايگاه، حقوق و ارزش هاي خود و دست يابي به توانايي امكان تصور و تعريف جايگاه و حقوق جديد براي "من "يا "ما "ي نوعي است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:33 توسط رضا غبیشاوی
|
|
||