تبليغاتX
نیسان
وب نوشته های شخصی رضا غبیشاوی
غول تورم همچنان برای مردم بی دفاع و آسیب پذیر شاخ و شونه می کشه. روی دوش خیلی ها می شینه و راحت راحت سواری می گیره غافل از اینکه این قشر آسیب پذیر داره روز به روز بیشتر له می شه . بیشتر باید کار کنه. بیشتر باید خودش رو یک ماشین بدونه و احساس لذت بردن از زندگی و در کنار خانواده بودن رو فراموش کنه. غول تورم روی گردن مردم نشسته. نمی بینینش ؟ خیلی ها با خرید منزل خداحافظی کردند . خیلی های دیگه پولی که برای رهن منزل پس انداز کردن به دردشون نمی خوره. چه آنهایی که برای هزینه های جاری فرزندانشون چیزی جز پیچوندن رو نداره . و این است وضعیت ما. این صدای هشدار است. باید که شنید و اگر نه  زمانی می شنویم که بسیار دیر شده است و در آن وضعیت خواهیم گفت که ای کاهش می شنیدیم آن ندای هشدار را.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:40  توسط رضا غبیشاوی  | 

rj1.jpg

هفته نامه گل آقا دوباره البته به صورت دوهفته نامه به میان مخاطبان برگشت . چه جالب . اتفاقا مدتی پیش در محفلی گفتم که شرایط کشور جان می دهد برای نشریه ای طنز به مانند هفته نامه گل آقا. اصلا فکر نمی کردم که گل آقا در قالب هفته نامه دوباره منتشر بشود گر چه به نظر من در فضا و وضعیت کنونی واقعا جای گل آقا خالی است به ویژه که تنها نشریات طنز و کاریکاتوری که منتشر می شوند یا به مانند دوماهنامه کیهان کاریکاتور نشریه ای به شدت تخصصی و دور از درک عمومی هستند یا مانند ماهنامه طنز و کاریکاتور فعالیت در حوزه سیاسی و عمومی را به طور کامل کنار گذاشته و از کیفیت آن هم روز به روز کاسته می شود. اما شاید مهمترین ویژگی طنز گل آقایی که در هفته نامه آن متجلی بود مردمی بودن بود. یعنی از شاطر نانوایی گرفته تا یک پزشک متخصص همگی از طنزهای گل آقایی لذت می بردند و این ویژگی باعث شد تا خیلی ها تا الان هم بسیاری از کاریکاتورهای گل آقا را درباره موضوعات مختلف به یاد داشته باشند و از تعریف و تجسم دوباره آنها لذت ببرند. من خودم هم آشنائیم با مطبوعات را مدیون گل آقا هستم . یادش بخیر . کلاس سوم ابتدایی بودم که از سوپر مارکت" شیبانی" که حدود یک کیلومتری منزل ما بود هفته نامه و ماهنامه گل آقا را تهیه می کردم و همین باعث شد تا کم کم به مطالعه دیگر روزنامه ها مثل کیهان  اطلاعات ابرار کاروکارگر و بعدها اخبار  همشهری  و ایران رو بیاورم و در نهایت به عنوان کاریکاتوریست وارد مطبوعات شوم.

در آن دوره حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهوری همیشه چهره صفحه اول گل آقا بود و احمد عربانی ناصر پاکشیر یا عبدالهی نیا صفحات اول را کار می کردند که خوشبختانه در اولین شماره جدید گل آقای هفته نامه ای کارهایی از عربانی و پاکشیر دیدم. یادش بخیر .

به هر حال ورود دوباره گل آقا به جمع مطبوعات را تبریک گفته برای گلنسا دختر گل آقای فقید هم آرزوی موفقیت دارم و برای روح کیومرث صابری فومنی - گل آقا  شادی آرزومندم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:59  توسط رضا غبیشاوی  | 

دیروز بازی پیروزی و سپاهان بود. با اینکه شخصا آدم فوتبالی نیستم اما دیروز یک نیمه را در تاکسی پیکان با راننده ای خسته در مسیر فرودگاه امام از رادیو ورزش شنیدم. انصافا گزارش بسیار جالبی بود و گزارشگر خیلی خوب و پرهیجان توانست فضای این بازی را در ذهن شنونده متصور کند. البته راننده اصلا اهل فوتبال نبود ولی با درخواست من و گشت و گذاری در باندها و موج های رادیو این پیکان توانستم موج رادیو ورزش را پیدا کنم و مسابقه را گوش کنم. اما در مسیر و هوای گرم و خشک و کویری بودن جاده منتهی به فرودگاه امام شنیدن گزارش فوتبال بسیار جالب بود و آن زمان جالب تر شد که شنیدم صنعت نفت آبادان از استقلال تهران یک گل جلو افتاده. در آن مسیر یک لحظه یاد قطعاتی از فیلم ارتفاع پست افتادم که ماشین پنچر شد ولی راننده همچنان می راند. در  این حین بودم که ناگهان تاکسی ایستاد . معلوم شد که تسمه پاره کرده که خدا رو شکر تسمه زاپاس داشت و تعویض شد و ادامه دادیم. وقتی وارد فرودگاه امام شدم در دو طبقه ورودی و خروجی همه پای تلویزیون ایستاده و نشسته بودند و منتظر آغاز نیمه دوم بودند. هر چه از بازی می گذشت بازی حساس تر می شد و بر تعداد افراد افزوده می شد و حتی مسافران خارجی هم جذب این بازی و حضور تعداد زیادی از تماشاگران متشکل از نیروهای نظامی و خدماتی و مسافران و ... بودند.  انصافا بازی شورانگیزی بود و امروز هم در صفحات اول روزنامه های ورزشی  سیاسی و حتی اقتصادی حساسیت این بازی بروز کرده بود. بی اختیار یاد روز فردای بازی غرور انگیز ایران و استرالیا افتادم که در بوشهر مردم برای خرید روزنامه ابرار ورزشی آن هم با صفحه اول دو رنگ صف طویلی را تشکیل داده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:34  توسط رضا غبیشاوی  | 


امروز با نگاهی به برخی از روزنامه های منتقد کابینه متوجه شدم که شورای عالی اطلاع رسانی دولت در واکنش به دو موضوع "انحلال هیات امنای حساب ذخیره ارزی" و" اظهارات وزیر نفت درباره واردات بنزین"جوابیه هایی ارسال کرده و همچنان از انها خواسته تا طبق معمول این جوابیه ها را با تیتر و روتیتر ارسالی و در همان محل انتشار مطالب انتقادی منتشر کنند. نکته جالب این بود که روزنامه هایی مانند سرمایه و کارگزاران از این فرآیند غیرقانونی یعنی تعیین تیتر برای جوابیه و امر به انتشار آن در قالب تیتر مطلب انتقادی تبعیت کردند و تیترهای پیشنهادی را براساس همان شکل درخواستی منتشر کردند اما روزنامه همشهری تیتر یک امروز خود را اینگونه منتشر کرد: "پاسخ دولت به دو خبر روزنامه همشهری".

اصرار بر اینکه تیتر پیشنهادی درجوابیه به شکل و حجم تیتر مطلب انتقادی منتشر شود براساس قانون مطبوعات کاملا غیرقانونی است اما اینکه چرا روزنامه های کارگزاران و سرمایه امروز و در سابق بسیاری از روزنامه ها از جمله شرق و اعتماد ملی از این شیوه تبعیت کرده اند خود روزنه ای است به وضعیت ارتباطی دولت با رسانه های منتقد . گرچه برخی وقت ها همین موضوع به ضرر دولت تمامی می شود. روزنامه کارگزاران امروز تیتر یک خود را اینگونه نوشت: "اقدام دولت برای آسایش مردم " و در زیر آن نوشت : "روتیتر و تیتر به دستور شورای عالی اطلاع رسانی دولت است" . به نظر می رسد این گونه اقدامات بیشتر به محبوبیت رسانه های منتقد منجر شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:53  توسط رضا غبیشاوی  | 

نمایشگاه کتاب امسال هم در محل مصلی بزرگ تهران برگزار شد. مکانی که می توان در آن هر برنامه ای را اجرا کرد جز همان هدفی که برای آن ساخته شده است یعنی نماز جمعه. سال های پیش حتی نمایشگاه های فروش بهاره هم در این مکان برگزار مي شد. البته امسال خنكي هوا به داد نمايشگاه كتاب امد و اگر قرار بود هوا به مانند پارسال گرم باشد تحمل نمايشگاه كتاب در مصلي واقعا زجرآور بود. همچنين نبايد اين مهم را نيز ناديده گرفت كه ارشاد و شهرداري تهران براي برگزاري هرچه بهتر نمايشگاه  تلاش زيادي به خرج دادند كه قابل مشاهده بود اما به نظرم بازهم كافي نبود.

بخش عربي ولاتين كه در شبستان هاي ناتمام مصلي برپا شده بود يكي از اين موارد بود كه به قول يكي از دوستان بيشتر به جمعه بازار مي ماند تا نمايشگاه بين المللي. حداقل در سال هاي گذشته و حتي همين پارسال بخش حضور رسمي كشورهاي خارجي در نمايشگاه - طبقه فوقاني بخش تكميل شده مصلي - با آبرومندي بسيار برگزار مي شد كه آن هم امسال چنگي به دل نمي زد.

يكي از موارد جالب نمايشگاه امسال حضور عزيزان نيروهاي انتظامي در قالب گشت ارشاد در ورودي ها و خروجي هاي سالن غرفه هاي نمايشگاه علاوه بر ورودي هاي محوطه مصلي بود كه اصلا شكل وجهه خوبي براي يك نمايشگاه بين المللي به نمايش نمي گذاشت. افراد با تيپ تكاوري يا كماندويي، كلاه كج ، بدترين نوع رنگ لباس يعني سبز پررنگ، قيافه هاي نتراشيده و نخراشيده همراه با متصل كردن انواع و اقسام تجهيزات امنيتي و پليسي (حتي اسلحه) با چهره هايي كاملا خشن با هدف تذكر دادن و مبارزه با بدحجابي. واقعا كه مسخره است.

بحث جمع آوري بعضي كتاب ها كه ديگر جاي خود دارد واقعا جاي سئوال داره كتابي كه در خيابان انقلاب در حال عرضه است چرا نبايد در نمايشگاه بين المللي عرضه شود؟

البته بايد به برگزاري جنگ هاي شادي و آب پاشي بعد ازظهرها در حاشيه نمايشگاه هم اشاره كرد كه جالب بود.
همچنين نمايشگاه بين المللي كتاب هرسال جايي است كه در بخش ناشران عرب آن مي توان همه دوستان قديمي و جديد را ملاقات كرد. معمولا بسياري از دوستان هم براي تهران گردي، ايام نمايشگاه كتاب را انتخاب مي كنند ولي امسال هم به جز دو نفر از دوستان از ديگران خبري نشد. اكثرا نيامده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:27  توسط رضا غبیشاوی  | 

پنجشنبه هفته گذشته با چند نفر از بچه ها رفتیم سراغ ایمان که تو بیمارستان ميلاد بستریه. نسبت به انتظاری که از یک بیمار جراحی شده اونم در ناحیه مغز داشتم حالش خدایش خیلی خوب بود(چش نخوره) جواد و کیوان هم بودند. کلی هم با ایمان گفتیم و خندیدیم . ایمان کچل کرده بود و باندهایی که روی سرش گذاشته بود خیلی بامزه شده . ولی هم اینکه تونسته از عوارض جراحی مغز سالم بمونه جای شکر داره. در همین حین سعی کردم بیمارستان میلاد رو هم ورنداز کنم. بیمارستان جالبیه . هم جاش مناسبه هم از نظر جوابگویی و امکانات و به خصوص نظافت. اولین بار بود که بوی بد بیمارستان رو اینجا حس نمی کردم . در کل دست "تامین اجتماعی" درد نکنه . معمولا بیمارستان های سازمان تامین اجتماعی خیلی بهتر تمیزتر و منظم ترند. به نظرم کلا بهداشت ودرمان رو بسپارن به تامین اجتماعی خیلی بهتره.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:26  توسط رضا غبیشاوی  |