تبليغاتX
نیسان
وب نوشته های شخصی رضا غبیشاوی
مدتی پیش جمعی از زنان تجمعی را در میدان هفتم تیر تهران برگزار کردند که با خشونت بالایی با آنها برخورد و تعداد زیادی ازآنها علاوه بر چند نفر از آقایان حاضر در این تجمع مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند.

دلیل اصلی مطرح شده از سوی مقامات مسئول نیز نداشتن مجوز و غیر قانونی بودن برگزاری این تجمع مطرح شد البته خوشبختانه تا امروز بنا به گفته منابع رسمی تمامی بازداشت شدگان این تجمع به جزء یک نفر یعنی موسوی خوئینی ها نماینده مجلس ششم آزاد شده اند که امیدوارم این آخرین نفر هم آزاد شود.

اما در این رابطه یادآوری چند نکته مهم است:

۱- انسان ها پیش از آنکه مرد یا زن باشند از حقوق ذاتی خود برخوردارند که تا زمانی که متعرض حقوق دیگران نشده اند ُ کسی حق محرومیت آنها از حقوق خود را ندارد انسان ها هم چنین می توانند در صورتی که معتقد به نقض حقوق خود هستند به طور مسالمت آمیز اعتراض کنند و طالب حقوق خود باشند.

۲- زنان در کشور ما بی شک از مسائل و مشکلات و بی عدالتی های بسیاری رنج می برند که البته امیدوارم روز به روز مشکلات آنها کاهش پیدا کند اما در هر صورت آنها همچنان حق دارند تا صدای خود را بلند کنند و فریاد برآورند که البته نمود این وضعیت  نامناسب را می توان در سطح ارتقای مدیریتی زنان در کشورمان نگریست اینکه در کل کابینه تنها یکی از معاونان ریاست جمهوری علاوه بر رئیس مرکز مشارکت زنان از جمع نسوان هستند اما در کشورهای همسایه خودمان که تا چندی پیش از حداقل شاخص های توسعه  نیز برخوردار بوده اند امروزه شاهد نقش آفرینی بسیار موثر زنان و حمایت همه جانبه سیستم های حاکمیتی برای ارتقا نقش اجتماعی این بخش ازجامعه هستیم.

۳- براساس نص صریح قانون اساسی و اصل ۲۹ برگزاری تجمع مشروط به آنکه همراه با حمل سلاح و مخل مبانی اسلام نباشد" آزاد " است لذا  دیگر قوانین که شهروندان جمهوری اسلامی ایران را برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز به اخذ مجوز از مراجع مسئول ملزم می کند کاملا غیر قانونی است و حداکثر نقض این قانون می تواند در حد اطلاع مراجع مسئول نسبت به برگزاری تجمع است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 18:24  توسط رضا غبیشاوی  | 

درباره حوادث اخیر در استان های آذری که منجر به بازداشت دو تن از روزنامه نگاران و توقیف روزنامه دولتی ایران شد یادآوری چند نکته را لازم دیدم:
1- هیچ انسان آزاده ای از به زندان افتادن یک روزنامه نگار و توقیف روزنامه ای نه تنها خشنود نمی شود بلکه باید محکومیت و اظهار تاسف وی را به دنبال داشته باشد.
2- واکنش هموطنان آذری ما نسبت به درج این مطالب قابل توجیه است.
3- به دلیل نبود نهادهای مدنی و سازمان های غیر دولتی مختص مطالبات اقلیت های مذهبی ، دینی و نژادی ، این مطالبات به سیستم حاکم منتقل نشده و لذا بر روی هم دیگر تل انبار می شوند که به محض جرقه خوردن ناگهان با انبار باروتی مواجه می شویم که مقابله با آن کار ساده ای نیست.
4- سیستم های حاکم در جهان سوم معمولا در شرایط عادی به دنبال مقابله رادیکال با مطالبات اقلیت های مذهبی و نژادی هستند مگر آنکه توانایی آن را نداشته باشند یا مانعی در برابر این اقدام آنها باشد.
5- مشابه این حرکت را اگر به یاد داشته باشیم درفروردین ماه سال گذشته دراستان خوزستان و درمیان عرب های ایرانی شاهد بودیم که بسیاری از اینکه انتشار نامه ی منسوب به محمد علی ابطحی رئیس وقت دفتر ریاست جمهوری چرا چنین موج اعتراض آمیزی را به راه انداخته است اظهار تعجب می کردند.
6- این حرکت اگر در میان یکی دیگر از اقلیت های نژادی - مذهبی ایران روی می گرفت به دلایل دوری از مرکز، نبود تعداد مناسب نمایندگان اقلیت درسیستم ، عدم برخورداری از شمار مناسب نخبگان فرهنگی اقتصادی اجتماعی و سیاسی مرتبط با مرکز، نبود سطح متعادلی از سواد و وجود گذشته فکری منفی یا کاملا منفی در میان عوام حتما با نتایج ذیل روبرو می شد:
الف- روزنامه ایران تعطیل نمی شد.
ب- وزیر کشور آن را حرکتی به جا و قابل تحسین نمی خواند.
ج- روزنامه ها و رسانه به این شکل گسترده آن را پوشش خبری نمی دادند.
۷- برخوردهای قهری با مطالبات دموکراتیک و در چارچوب حقوق بشر اقلیت های مذهبی و نژادی از طریق متهم سازی ُ منفی سازیُ مرتبط کردن با خارج از کشور و اقدامات رادیکال امکان پذیر نیست.
۸- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خوشبختانه از ظرفیت های مناسبی برای حل مشکلات اقلیت ها در ایران برخوردار است که درصورت ارده جدی به اجرایی کردن مواد مختلف آن از جمله اصل ۱۵  با چنین بحران هایی در آینده مواجه نخواهیم بود.
                                                                  زنده باد ایرانی اسلامی سربلند و یکپارچه
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 17:6  توسط رضا غبیشاوی  | 

امروز دو خرداد است روزی که به نظرم مطالبات دموکراتیک مردم برای برپائی جامعه مدنی از طریق مشارکت گسترده در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب چهره ای که توسعه سیاسی را نیاز آن روز دولت و مردم می دانست تجلی یافت. روزی که از طریق برگزاری انتخابات شکاف دولت - ملت که می رفت با گسترش روزافزون آن حتی منجر به تهدید امنیت و موجودیت کشور شود به حداقل خود رسید .
دوم خرداد بی شک حماسه ای ماندگار  است. یادم می آید بعد از ظهر دوم خرداد ۱۳۷۶ هنگامی که نتایج غیررسمی انتخابات از پیروزی سید محمد خاتمی حکایت می کرد همه مردم خوشحال بودند همه لبخند برلبانشان بود واز موفقیت شیرین کام.
دوره هشت ساله اصلاحات نیز درکنار ناکامی های فراوان نقاط افتخار آمیز بسیاری دارد طرح مسئله گفت و گوی تمدنها - رونق مطبوعات و اطلاع رسانی - تلاش برای پاسخگو کردن نهادهای غیرپاسخگو اما قوی -  روشن شدن ماهیت نیروهای لباس شخصی (از جمله اصطلاحاتی که در آن دوره باب شد)- تغییر گفتمان موجود - تقویت سازمان های غیردولتی و در یک کلام بسیاری از بخش های مردم این فرصت را یافتند تا فکر کنند کیستندُ جایگاهشان کجاست و حقوقشان چیست؟ یادش بخیر.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 17:33  توسط رضا غبیشاوی  |